راههای انسان

انسان سه راه دارد:

 راه اول از انديشه مي‌گذرد،

 اين والاترين راه است.

 راه  دوم از تقليد مي‌گذرد،

 اين آسان‌ترين راه است.

 و راه سوم از تجربه مي‌گذرد

 اين تلخ‌ترين راه است.

 کنفوسيوس

معنی واژه های دختر و پسر برگرفته از ایران باستان

معنی واژه های دختر و پسر برگرفته از ایران باستان

مرد از مُردن است . زيرا زايندگي ندارد .مرگ نيز با مرد هم ريشه است.

زَن از زادن است و زِندگي نيز از زن است .

دُختر از ريشه « دوغ » است که در ميان مردمان آريايي به معني« شير « بوده و ريشه واژه‌ي دختر « دوغ دَر » بوده به معني « شير دوش » زيرا در جامعه کهن ايران باستان کار اصلي او شير دوشيدن بود .

به daughter در انگليسي توجه کنيد. واژه daughter نيز همين دختر است gh در انگليس کهن تلفظي مانند تلفظ آلماني آن داشته و « خ » گفته مي شده. در اوستا اين واژه به صورت دوغْــذَر doogh thar و در پهلوي دوخت آمده است.
دوغ‌در در اثر فرسايش کلمه به دختر تبديل شد.

اما پسر ، « پوسْتْ دَر » بوده . کار کندن پوست جانوران بر عهده پسران بود و آنان چنين ناميده شدند.
پوست در، به پسر تبديل شده است .در پارسي باستان puthar پوثرَ و در پهلوي پوسَـر و پوهر و در هند باستان پسورَ است

در بسياري از گويشهاي کردي از جمله کردي فهلوي ( فَيلي ) هنوز پسوند « دَر » به کار مي رود . مانند « نان دَر » که به معني « کسي است که وظيفه‌ي غذا دادن به خانواده و اطرافيانش را بر عهده دارد .»

حرف « پـِ » در « پدر » از پاييدن است . پدر يعني پاينده کسي که مي‌پايد . کسي که مراقب خانواده‌اش است و آنان را مي‌پايد .پدر در اصل پايدر يا پادر بوده است. جالب است که تلفظ « فادر » در انگليسي بيشتر به « پادَر » شبيه است تا تلفظ «پدر» !

خواهر ( خواهَر ) از ريشه «خواه » است يعني آنکه خواهان خانواده و آسايش آن است. خواه + ــَر يا ــار . در اوستا خواهر به صورت خْـوَنگْهَر آمده است .

بَرادر نيز در اصل بَرا + در است . يعني کسي که براي ما کار انجام مي‌دهد. يعني کار انجام‌دهنده براي ما و براي آسايش ما .

 

گذر عمرگرانمایه...


نمی دانم؛ این عمر تو دانی به چه سانی طی شد؟
پوچ و بس تند چنان باد دمان !
همه تقصیر من است ...
اینکه خود می دانم که نکردم فکری
که تامل ننمودم روزی
ساعتی یا آنکه چه سان می گذرد عمر گران

ادامه نوشته

قضاوت عجولانه

 

 

 

خوشرفتاری

خوشرفتاری

 

گاهی گمان نمی کنی، ولیکن... می شود!
گاهی نمی شود که نمی شود که نمی شود!

گاهی هزار دوره دعا بی اجابت است
گاهی نگفته، قرعه به نام تو می شود

گاهی گدای گدايی و بخت يار نيست!
گاهی تمام شهر ، گدای تو می شود!

                                                   "دکتر شريعتی"

 

خوشبختی

خوشبختی و خوشبخت شدن را در چه می بینیم ....؟؟؟؟؟
ادامه نوشته

اصول برنامه ریزی آموزشی

 

دانلود.pdf

اصول برنامه ریزی آموزشی بافرمت پی دی اف

تهیه وتدوین : عبدالعظیم اقبال

آسیبهای اجتماعی دانش آموزان

 آسیب ها اجتماعی دانش آموزان   

شامل :  1- افت تحصیلی 2- اضطراب ـ ترس 3)  فرار از

خانه و مدرسه  4) کم رویی  5) کم توجهی به درس ( بی علاقه گی به انجام تکالیف درسی

)  6) دروغ گویی  7) خشم و پرخاشگری  8) افسردگی  9) عدم اعتماد به نفس  10) گرایش

به همجنس خواهی ( ارتباط جسمی با هم جنس) .

علل افت تحصیلی :  الف ) علل آموزشی ب) علل فردی ج) مشکلات خانوادگی  د) مشکلات

محیطی و اجتماعی .

ادامه نوشته

تفسیرنقاشی کودکان

 

نقاشي بچه ها را چگونه تفسير كنيم

نقاشي زبان كودك است. كودكان برخلاف بزرگسالان هستند. آنها از طريق نقاشي كشيدن، قصه گويي، بازي كردن و شناخته مي شوند.

نقاشي به ما كمك مي كند تا به دنياي دروني و روح كودك پي ببريم، بدانيم چه نيازهايي دارد، آيا كودك ناسازگار يا بيمار است؟ در بزرگسالي مي خواهد چه كاره شود و به دليل علاقه ي بسيار ي از خانواده هاي عزيز و اهميت نقاشي كودكان در اين مقاله مفهوم خورشيد، ماه، آسمان، زمين، اتومبيل و حيوانات رابا هم بررسي مي كنيم، لطفاً توجه داشته باشيد كه شما به كودك، موضوع نقاشي نمي دهيد و خودش آزادانه نقاشي مي كند.

ادامه نوشته

بلندپرواز

oghab

خانه ومدرسه

مدرسه در ميان نهادهاي تعليم و تربيت جامعه جايگاه ويژه اي دارد. در واقع مدرسه بعد از خانواده مهمترين عامل در پرورش افراد است. در حدود سن هفت سالگي تربيت افراد در مدرسه آغاز مي شود و تا دوران جواني ادامه دارد. در اين مدت دانش آموزان در جنبه هاي مختلف جسماني، عقلاني، اخلاقي، هنري و... پرورش پيدا مي كنند. مدرسه كانوني است كه در آن دانش آموز در معرض تجربيات جديد قرار مي گيرد. و وجود همكلاسيها شرايط و روابط تازه، عرصه اي را براي كسب مهارتهاي اجتماعي فراهم مي كند، در نهايت آموزش رسمي، فرد را براي يادگيري ميراث فرهنگي جامعه در قالب تعليمات مدرسه اي آماده مي سازد.

ادامه نوشته

اصول ‏تربيت دراسلام (با تكيه‏ بر قرآن‏ كريم

چكيده

فعاليتهاي تربيتي از جمله فعاليتهاي اساسي است كه در حيات فردي و جمعي انسان، تاثيري انكارناپذير دارد. اين فعاليتها براي تحقق اهداف مورد نظر، تابع اصل يا اصولي است. مشخص‏كردن اصول تربيت از جمله اقدامات اساسي است كه بايد قبل از هر كاري انجام پذيرد.
در اين نوشته پس از بررسي بخشي از تعاريف و بحثهاي ارائه شده توسط صاحبنظران تربيت و كتابهاي موجود درباره تربيت اسلامي، اصول تربيتي به عنوان "ريشه و بنيانهايي تعريف شده كه در جريان تربيت لازم‏الاتباع بوده است و بسان دستورالعملي كلي، تمامي جريان تربيت را تحت سيطره و نفوذ خويش دارد" به‏گونه‏اي كه در صورت تخطي از آنها، رسيدن جريان تربيت به هدف نهايي خودش دستخوش مخاطره مي‏شود.
پس از ارائه تعريف اصل تربيتي به بررسي منابع اصل تربيتي پرداخته، و ضمن بررسي ديدگاه‏هاي گوناگون درباره وضعي يا كشفي بودن اصول تربيت، اين نتيجه حاصل شده است كه اصول تربيت اسلامي از جهتي حالت وضعي و از جهتي ديگر حالت كشفي دارد؛ به عبارت ديگر اصول تربيت به لحاظ اينكه در قرآن، متون مذهبي و ساير منابع وجود دارد، موضوعه و به لحاظ اينكه در متون مذهبي بايد به اكتشاف و استخراج آنها پرداخت، مكشوفه است. در بخش بعدي نوشته، پس از طبقه بندي اصول تربيت به دو دسته عام و كاربردي، در نهايت چند اصل عام تربيتي معرفي شده و به اختصار مورد بحث قرار گرفته كه عبارت است از: اصل كرامت، اصل مسئوليت، اصل عقل، اصل عدل ،اصل كمال‏جويي و اصل وسع.
ادامه نوشته

هدف های تربیتی معلم و متعلم

 

      هدف های تربیتی معلم و متعلم

      مقدمه: امروز مشکلاتی که فراروی بشر قرار گرفته مشکلاتی است که در تعامل

      افراد با یکدیگر و به دست خود آنها شکل می گیرد. پیشگیری و یا حل آنهادر نظام

      های تعلیم و تربیت از با ارزش ترین اهداف اجتماعی به شمار می آید. تصحیح

      تعامل افراد و روابط افراد و بنیان گذاری آن براساس ارزش های الهی و انسانی

      علاوه بر این که خود ارزش اجتماعی است و مطلوبیت ذاتی دارد، از دیدگاه

      اسلامی، ارزش مقدسی هم دارد زیرا زمینه ساز هدف نهایی نیز هست. از این رو

      برقراری روابط در بین گروه های جامعه و افراد نسبت به یکدیگر نه تنها وظیفه

      شرعی است بلکه از وظایف مهم به حساب می آید و بدین جهت است که از اهداف

      رفتاری محسوب می شود و برای رسیدن به هدف نهایی آفرینش و قرب الهی ضرورت

      دارد. هدف این مقاله تبیین بخشی ازاین تعامل ها واهداف کلی است که تحت عنوان

      «هدف های یادگیری در ارتباط با معلم و متعلم» می‌باشد.

      اساسی ترین اهداف تربیتی در رابطه با معلم و متعلم سه هدف زیر است:

      1ـ محبت :معلم برای این که بتواند در تعلیم و تربیت نقش اساسی خویش را، به

      نحو احسن ایفا نماید، باید بکوشد که نخست با دانش آموز خویش رابطه برقرار

      سازد و او را همانند فرزند خود در زیر چتر محبت بگیرد و با او دوستانه رفتار

      کند. محبت آموزگار به شاگرد خویش می‌تواند به صورت پذیرش،نوازش،نرمی در

      گفتار، برقراری فضای امن،حمایت،تعریف و تحسین،تشویق، عفو و اغماض،عذرپذیری

      و…آشکارشود.

      این محبت باید به گونه ای باشد که متعلم این رابطه حسنه ومحبت‌آمیز را احساس

      نماید، ولی به متعلم خویش وابستگی پیدا نکند.

      محبت درست معلم به متعلم باعث می شود :

      اولاً؛ ترس و اضطراب، بی حوصلگی، پرخاشگری، سهل انگاری در انجام وظیفه و

      اموری از این قبیل در متعلم ایجاد نشود و یا اگر داشته به صورت قابل

      ملاحظه‌ای کاهش یابد و یا حتی از بین برود.

      ثانیاً: متعلم جدی‌تر درس می‌خواند و حرکت و جنب و جوش وی افزایش می‌یابد، و

      از سؤال کردن و دنبال نمودن بحث برای یادگیری استنکاف نمی کند.

      ثالثاً: متعلم به معلم خویش اعتماد می کند و مشکلاتش را با او در میان

      می‌گذارد و راهنمایی های او را مورد توجه قرار می دهد و این امر به حل

      مشکلاتش می انجامد.

      رابعاً: متعلم به لزوم برقراری رابطه ی عاطفی با دیگران پی می برد و راه صحیح

      چگونه محبت کردن را نیز عملاً یاد می گیرد و بدین وسیله «جامعه پذیری» در او

      تقویت می‌شود و حتی معلم را به عنوان اسوه خویش می پذیرد و از رفتار‌های او

      سر مشق می‌گیرد و چگونه صحیح زیستن را می آموزد وشایستگی‌های اخلاقی، معنوی و

      اجتماعی او را به کار می بندد.

      امام سجاد علیه السلام می فرماید:

      حق معلم بر تو این است که به درس و راهنمایی او خوب گوش کنی و به او کاملاً

      توجه داشته باشی،و در یادگیری علوم مورد نیاز، با او همکاری نمایی، به این

      صورت که ذهن خود را به چیز دیگری مشغول نسازی و با تمرکز حواس آمادگی برای

      فهمیدن را پیدا کنی و دلت را نسبت به او پاک و منزه نگهداری و با دیده خوب به

      او نگاه کنی. راه همه آن است که هیچ گاه به فکر لذات نامشروع نباشی، وازتمایل

      به آنچه تو را از تعلم دور نگه می‌دارد، بکاهی.

      2ـ احترام: این هدف تربیتی نیز بین معلم و متعلم مشترک است.احترام به معلم در

      رفتارهایی از قبیل خوب گوش دادن به درس و حرف معلم، خوب با او سخن گفتن،تعظیم

      و فروتنی در برابر او، به هنگام ورود به احترام او قیام کردن و نظایر آن،

      جلوه می نماید.

      احترام متعلم به معلم خویش از آن جهت مطلوب است که :

      اولاً: معلم فردی عالم است و احترام به عالم،احترام به علم است و احترام به

      علم و عالم هر دو لازم است ثانیاً: احترام به معلم مصداق روشن تصحیح ارتباط

      با دیگران است که از اهداف اجتماعی به حساب می آید.

      ثالثاً: احترام به معلم بین آن دو را قوی و پربارترمی سازد و تلاش و کوشش و

      دلسوزی و مهربانی معلم را در امر تعلیم و تربیت متعلم می افزاید و زمینه را

      برای رشد و بهره برداری بیشتر او، فراهم می سازد.

      هدف تربیتی احترام به متعلم نیز در رفتارهایی نظیر مهربانی، خوشرویی، تعریف،

      تشویق، تواضع و شخصیت دادن به او و واگذاری کارها یی به او که از توانش بیرون

      نیست و نظایر آن ظاهر می‌گردد.

      ضرورت احترام به شخصیت متعلم ازآن جهت است که:

      اولاً: متعلم انسان است وازکرامت ذاتی برخوردار است و هر فردی مؤظف است با

      دیگری به نحوی معاشرت نماید که کرامت و شرافت او حفظ شود.

      ثانیاً: متعلم علاقه‌مند به معلم می‌شود و رابطه دوستانه بین آن دو برقرار

      می‌گردد واین عامل بسیار مهم است تفهیم و تفاهم و تعلم آسان ترو با کیفیتی

      عالی تر انجام شود. ثالثاً: متعلم تحت‌تأثیر عواطف معلم خویش، مجذوب او شده و

      نه تنها با طیب خاطر تکالیف و راهنمایی‌های معلم را انجام می‌دهد، بلکه او را

      به عنوان الگو می پذیرد و در امور اخلاقی و اجتماعی نیز از او پیروی می‌کند.

      رابعاً: متعلم با اعتماد به معلم خویش حاضر می شود مشکلاتش را با او در میان

      بگذارد و از او راهنمایی بخواهد و در نتیجه در حل مسائل و مشکلاتش توان‌مند

      می گردد.

      امام صادق (ع) می فرمایند: علم را فرا گیرید و خود را با علم همراه با حلم

      مزیّن سازید و نسبت به کسی که به او علم می آموزید احترام کنید و متواضع

      باشید و نسبت به کسی که از او علم فرا می‌گیرید، با احترام برخورد کنید.

      3ـ مسئولیت پذیری: هر یک از معلم و متعلم، در برابر یکدیگر دارای وظایف و

      مسئولیت هایی هستند که به عنوان هدف هایی تربیتی، در نظام تعلیم و تربیت

      اسلامی از اهمیت و مطلوبیت خاصی برخوردارند.

      وظایف متعلم در مقابل معلم عبارت است از:

      الف) پذیرفتن آموزگاری معلم و اعتراف به این که آن چه معلم به او تعلیم می

      دهد در راستای رشد اوست.

      ب) توجه به درس معلم و آماده ساختن ذهن برای فهم کلام او و بازداشتن ذهن از

      مشغول شدن به چیز دیگری.

      ج) کلام معلم راقطع نکردن و با او به جدال نپرداختن.

      د) اطاعت از معلم و عدم مخالفت با او،زیرا که رشد متعلم در اطاعت و پیروی از

      او است.

      مسئولیت پذیری معلم

      مسئولیت معلم در برابر متعلم بسیار سنگین تر است.او با پذیرش مسئولیت همه

      جانبه تعلیم و تربیت متعلمان باید به تناسب مراحل رشد آنها،آن چه مورد نیاز و

      خیر است به آنها تعلیم دهد و ازهر جهت در آموزش صحیح و پرورش نیکوی آنها کوشش  نماید.

      شرایط ایفای مسئولیت

      معلم برای این که بتواند مسئولیت خویش را در تعلیم و تربیت،به نحو احسن، ایفا نماید باید:

      1- نسبت به موضوعی که تدریس می کند ویا راهنمایی می نمایدآگاهی های لازم

      وبلکه کافی را کسب نماید و درهمین راستا است که حدّ مطالعات و تحقیقات او

      باید وسیع تر ار محتوای کتاب انجام شود. اصولاً معلم باید همیشه در حال

      یادگیری باشد و از علم و تجربه دیگران استفاده نموده و به علم خود بیفزاید.

      2- معلم باید از فن تدریس و روش های تعلیم و تربیت آگاهی پیدا کند، به ویژه

      روش هایی که پیامبر وائمّه ی معصومین علیه السلام و جانشین آنها به عنوان

      معلم اتّخاذ می کرده اند و نیز باید مهارت کافی در استفاده به جا و مناسب آن

      روش ها به دست آورد. همچنین برای هدایت شاگردانی که رفتارهای نا بهنجار از

      خود بروز می دهند، آمادگی و مهارت لازم را کسب نماید.

      3-معلم باید اندیشه وعقاید وآداب و رسوم مذهبی، مسائل فرهنگی ملی و بین

      المللی و تعلیمات بزرگان دین بصورت کامل آگاه شود و به تعلیم این امور به

      متعلمان در سطح فهم و درک شان بپردازد.

      4-معلم باید سعی کندافراد به رویه عقلانی و منطقی تربیت شوند تا عقیده و

      اندیشه حق را از باطل، با آسانی تشخیص دهند و بهترین اندیشه ها و آداب و

      فرهنگ یعنی مکتب اسلام را خود برگزینند و در پاسداری از آن و التزام عملی به

      آن متعهد گردند و از انحراف اندیشه و رفتار مصونیت پیدا کنند.

      5- معلم باید احساسات، نیازها، توانایی ها و تفاوت های فردی متعلم خود را

      بشناسد تا بتواند به اودرتعلیم و تربیتش کمک کند و برای این منظور باید آگاهی

      ها و بینش لازم را کسب کند تا بتواند زمینه مناسب را برای تعلیم و تربیت وی

      فراهم سازد.

      6- معلم و دیگر دست‌اندرکاران آموزش و پرورش باید محتوای دروس را براساس آن

      چه متعلم در آینده به آن نیاز دارد، تنظیم کنند و راهنمایی و تربیت را به

      گونه ای انجام دهند که برای متعلم مهارت هایی پیدا شود که بتواند خود، نیاز

      هایش را در طول زندگی رفع نماید.

      7- معلم باید سعی کند صفات انسانی را از قبیل: اخلاص،تواضع،تقوا، امانت داری،

      صفا و صمیمیت، تعهد و ... را در حد نمونه دارا باشد، زیرا که از تجسّم صفات

      عالی و در معلم و تبلور آنها در گفتار و رفتارش، شخصیت متعلم ساخته و پرداخته

      می‌شود.

      در این زمینه پیامبر(ص) می‌فرمایند:

      از محضر عالم و معلمی کسب فیض کنید که شما را از تکبر به تواضع و از ریا به

      اخلاص و از شک به یقین و از اشتهای نفسانی به زهد و از عداوت و دشمنی به

      معاشرت صحیح بکشاند.

      8- معلم باید احساس رضایت را نسبت به شغل و مسئولیت خود، مداوم زنده نگه دارد

      و به هیچ وجه احساس خستگی و بی میلی را به خود راه ندهد. او باید افتخار

      نماید که شغلی همانند شغل انبیاء دارد و هدفی همانند هدف آنان را دنبال

      می‌کند.

      به طور کلی معلم در جامعه اسلامی، برای ایفای نقش خود باید همه اصول تعلیم

      وتربیت اسلامی را معیار فعالیت‌های خویش قرار دهد و جز بر مبنای آن اصول هیچ

      کاری را انجام ندهد. در این صورت است که معلم می‌تواند در انجام مسئولیت خویش

      موفق گردد.

اهداف تعلیم و تربیت از دیدگاه فارابی:

1- هدف جسمانی(بدنی): فارابی وجود انسان را دارای دو بعد جسم و روح می داند و برای پرورش هر بعد اهمیت خاصی قائل است و برنامه ای مشخص دارد. به نظر او تن ادمی باید پاس داشته شود و نیروی لازم در آن به وجود آید و بالقوگی های آن شکوفا شود. برای فارابی هدف جسمانی تعلیم و تربیت با بازی کودکان شروع می شود. اما برای او بخش مهم تر تربیت جسمانی، آمادگی نظامی برای دفاع از ندینه در مقابل هجوم دشمنان است. با این همه، با همه اهمیتی که فارابی برای تربیت جسمانی قائل است، آنرا برای خدمت به روح انسان می خواهد و مقدمه ای برای پرورش روح و روان می شناسد(میرزامحمدی،1384، ص61-60).
2- هدف ذوقی(هنری): فارابی برای تربیت و ایجاد نظم روحی و روانی اهمیت بسیاری قائل بوده، بنابراین تربیت ذوقی برای او دارای ارزش بالایی است. مبنای فلسفی این امر نیز به اعتقاد فارابی مبنی بر وجود قوه متخیله در انسان و نقش آن در زندگی وی بر می گردد. به نظر فارابی قوه متخیله در انسان و نقش آن در زندگی وی بر می گردد. به نظر وی، قوه متخیله در انسان قابلیت کسب معرفت را دارد و همواره در کنار قوه ناطقه این وظیفه را انجام می دهد. فارابی در تربیت هنری به ویژه به موسیقی و شعر، توجه ویژه ای دارد. برای فارابی، شعر و موسیقی از نظر ایجاد زمینه های ترویج ارزش ها و فضایل اخلاقی و دینی در جامعه قابل اهمیت هستند. وی معتقد است که از طریق هنر می توان بر عواطف و احساسات توده مردم تاثیر گذاشت...( میرزامحمدی، 1384، ص62 و63).
3- هدف اخلاقی: مهمترین هدف تعلیم و تربیت فارابی، رساندن انسان به خداست. هستی در نزد وی غایت مند بوده و غایت او نیل به الله است. رسیدن به این مرحله از طریق تربیت و کسب شناخت ممکن است، به این دلیل برای فارابی، فضیلت زیباست و زیبایی نیز فضیلت است. از دیدگاه فارابی، کمال انسان از راه تعلیم و تربیت حاصل می شود و هدف تربیت هدایت افراد به سوی کمال است. اعتقاد فارابی به فناناپذیری و بقای روح انسان موجب شده است که او هدف اخلاقی تعلیم و تربیت خود را در رسیدن به سعادت تعریف کند و سعادت را عبارت از مفارقت از ماده و نزدیک شدن به معنا و خالق جهان بداند. چون وجود ما در آمیخته با ماده است، همین امر سبب شده است که جوهر ذات ما از جوهر ذات وجود اول دور شود. هر اندازه جوهر ما به آن نزدیک شود تصور ما نسبت به او یقینی تر و درست تر می باشد...در این مسیر فارابی چهار اصطلاح سعادت، کمال، فضیلت و خیر را به کار می برد که همگی در حیطه هدف اخلاقی تعلیم و تربیت بررسی می شوند.. سعادت: سیر صعودی انسان به سوی خالق جهان می باشد. کمال در نزد فارابی عبارت است دوری از ماده وحرکت به سوی سعادت. فضیلت به عقیده فارابی گرایش انسان به سوی خوبی است. و خیر به نظر فارابی غایتی است که هر فردی خواهان دستیابی به ان است و با کمک ان می تواند به حقیقت وجودی خود برسد(میرزامحمدی،1384، ص64-65).
هدف عقلانی: فارابی انسان را صاحب قوایی متعدد می داند که هریک عهده دار وظیفه ای در وجود وی هستند تا مسیر کمال او را هموار کنند. آن قوه ای که به نظر فارابی برترین قوه انسان بوده و می تواند فرد را به سعادت برساند، قوه ناطقه است. وی معتقد است که انسان موجودی است که کمال و سعادت وی متاخر از وجودش بوده و قابلیت های رسیدن به سعادت در نهاد وی به ودیعه گذارده شده است. نیل به سعادت تنها در گرو تربیت صحیح و مدد از عقل و شناخت می باشد. در نزد فارابی عقل انسان دارای سه مرتبه بوده که شامل هیولایی یا بالقوگی، فعلیت و استفاده است(میرزامحمدی،1384، ص66).

 

مقام و جایگاه تعلیم و تربیت در اندیشه فارابی

فارابی از آن دسته اندیشمندانی است که معتقد است کمال وجودی انسان از ابتدا در وجودش بالفعل نمی باشد. بنابراین می گوید: در فطرت هیچ انسانی از ابتدای آفرینش او کمال وجود ندارد، چون فطرت ترکیبی از امور متضاد است. به نظر فارابی از آنجا که مقصود وجود انسانی رسیدن به سعادت است و برای رسیدن به این مقصود مهم نیاز به شناخت عوامل و وسائطی دارد بنابراین لازم است در مسیر صحیح تعلیم و تربیت قرار بگیرد تا این عوامل را بشناسد و از راه آن ها به سعادت برسد.

ادامه نوشته

مبانی تعلیم و تربیت از دیدگاه فارابی:

1- مبنای دینی: فارابی فیلسوف و مربی مسلمان است و مهم ترین محور شکل دهنده افکار او دین اسلام می باشد. این مربی بزرگ در پی آن است که از راه تعلیم و تربیت، انسان را- که به نظر او مخلوق خداست- به خدا برساند و در این راه از تمام علوم و معارف بشری استفاده کند. بنابراین وجه تمایز ممتاز اندیشه فارابی از فلاسفه یونان آن است که آراء وی صبغه دینی دارد و دین شاکله تفکرات و مبنای اصلی تعلیم و تربیت اوست.
2- مبنای اجتماعی: تعلیم و تربیت در نظر فارابی امری اجتماعی است. انسان موجودی اجتماعی است و به تنهایی قادر به زندگی نمی باشد. برای فارابی مدینه در حکم محیط تربیتی است و قوانین آن عملکرد و نقش تربیتی دارند. البته فارابی هم به فرد توجه دارد و هم اجتماع(میرزا محمدی،1384، ص57-58).

ادامه نوشته

جملات پند آميز

سخني از ناپلئون هرگز اشتباه نکن
اگر اشتباه کردي ... تکرار نکن اگر تکرار کردي ... اعتراف نکن اگر اعتراف کردي ... التماس نکن اگر التماس کردي ... ديگر زندگي نکن
 
اگر قادر نيستي خود را بالا ببري همانند سيب باش تا با افتادنت انديشه‌اي را بالا ببري
 
وقتي كبوتري شروع به معاشرت با كلاغها مي كند پرهايش سفيد مي ماند، ولي قلبش سياه ميشود. دوست داشتن كسي كه لايق دوست داشتن نيست اسراف محبت است
 
عشق خيس شدن دو دلدار در زير باران نيست...عشق اينست که من چترم را روي دلدار بگيرم واو نبيند....نبيند وهرگز نداند که چرا در زير باران خيس نشد
 
انسان هم ميتواند دايره باشد و هم خط راست. انتخاب با خودتان هست. تا ابد دور خودتان بچرخيد يا تا بينهايت ادامه بدهيد
 
گاهی وقتها چقدر ساده عروسک می شویم نه لبخندمی زنیم نه شکایت می کنیم فقط احمقانه سکوت می کنیم

بچه بوديم دخترا عاشق عروسک بودن و پسرا عاشق مردهاي قوي ......بزرگ شديم دخترا عاشق مرداي قوي شدن و پسرا عاشق عروسکا
 
خوشبختی مثل یك توپ است وقتی در حركت است به دنبالش می دویم و وقتی ایستاده است به آن لگد می‌ زنیم
 
التماس به خدا جرأت است . اگر برآورده شود ، رحمت است ، اگر برآورده نشود ، حکمت است . التماس به انسان خفت است. اگر برآورده شود، منت است، اگر برآورده نشود، ذلت است
 
عشق مثل آبي است درون دستت كه اگر از آن غافل شوي جز خاطره چيزي برايت باقي نمي ماند
 
همیشه در شیرین ترین لحظات زندگی در انتظار تلخی باش که غم و شادی با هم است مانند مرگ و زندگی ...........با همه مهربان بودن و بخشنده بودن است که جاودانه است

آرام باش ،توكل كن،تفكر كن،آستين ها را بالا بزن آنگاه دستان خداوند را ميبيني كه زودتر از تو دست به كار شده اند
 
پروانه اغلب فراموش می کند که روزی کرم بوده است
مهربانی را درنقاشی کودکی دیدم که خورشید را سیاه کشیده بود که پدرش زیر نورخورشید نسوزد

در کوهپایه های عشق دستت را به کسی نده تا از ان نترسی که در ارتفاعات دستت را رها کند

سخنی از کنفوسیوس: مرد بزرگ وقار دارد اما متکبر نیست و مرد کوچک تکبر دارد ولی وقار ندارد
 
بدبختی این حسن را دارد که دوستان حقیقی را به ما می شناساند...سخنی از بالزاک

همیشه اشتباهات مردم را ببخش نه به خاطر اینکه آنها سزاوار بخشش اند بلکه تو سزاوار آرامش هستی سخنی از  زرتشت
سخني از ناپلئون هرگز اشتباه نکن
اگر اشتباه کردي ... تکرار نکناگر تکرار کردي ... اعتراف نکناگر اعتراف کردي ... التماس نکناگر التماس کردي ... ديگر زندگي نکن
 
اگر قادر نيستي خود را بالا ببري همانند سيب باش تا با افتادنت انديشه‌اي را بالا ببري
 
وقتي كبوتري شروع به معاشرت با كلاغها مي كند پرهايش سفيد مي ماند، ولي قلبش سياه ميشود. دوست داشتن كسي كه لايق دوست داشتن نيست اسراف محبت است
 
عشق خيس شدن دو دلدار در زير باران نيست...عشق اينست که من چترم را روي دلدار بگيرم واو نبيند....نبيند وهرگز نداند که چرا در زير باران خيس نشد
 
انسان هم ميتواند دايره باشد و هم خط راست. انتخاب با خودتان هست. تا ابد دور خودتان بچرخيد يا تا بينهايت ادامه بدهيد
 
گاهی وقتها چقدر ساده عروسک می شویم نه لبخندمی زنیم نه شکایت می کنیم فقط احمقانه سکوت می کنیم

بچه بوديم دخترا عاشق عروسک بودن و پسرا عاشق مردهاي قوي ......بزرگ شديم دخترا عاشق مرداي قوي شدن و پسرا عاشق عروسکا
 
خوشبختی مثل یك توپ است وقتی در حركت است به دنبالش می دویم و وقتی ایستاده است به آن لگد می‌ زنیم
 
التماس به خدا جرأت است . اگر برآورده شود ، رحمت است ، اگر برآورده نشود ، حکمت است . التماس به انسان خفت است. اگر برآورده شود، منت است، اگر برآورده نشود، ذلت است
 
عشق مثل آبي است درون دستت كه اگر از آن غافل شوي جز خاطره چيزي برايت باقي نمي ماند
 
همیشه در شیرین ترین لحظات زندگی در انتظار تلخی باش که غم و شادی با هم است مانند مرگ و زندگی ...........با همه مهربان بودن و بخشنده بودن است که جاودانه است

آرام باش ،توكل كن،تفكر كن،آستين ها را بالا بزن آنگاه دستان خداوند را ميبيني كه زودتر از تو دست به كار شده اند
 
پروانه اغلب فراموش می کند که روزی کرم بوده است
مهربانی را درنقاشی کودکی دیدم که خورشید را سیاه کشیده بود که پدرش زیر نورخورشید نسوزد

در کوهپایه های عشق دستت را به کسی نده تا از ان نترسی که در ارتفاعات دستت را رها کند

سخنی از کنفوسیوس: مرد بزرگ وقار دارد اما متکبر نیست و مرد کوچک تکبر دارد ولی وقار ندارد
 
بدبختی این حسن را دارد که دوستان حقیقی را به ما می شناساند...سخنی از بالزاک

همیشه اشتباهات مردم را ببخش نه به خاطر اینکه آنها سزاوار بخشش اند بلکه تو سزاوار آرامش هستی سخنی از  زرتشت

سخني از ناپلئون هرگز اشتباه نکن

اگر اشتباه کردي ... تکرار نکناگر تکرار کردي ... اعتراف نکناگر اعتراف کردي ... التماس نکناگر التماس کردي ... ديگر زندگي نکن

 

اگر قادر نيستي خود را بالا ببري همانند سيب باش تا با افتادنت انديشه‌اي را بالا ببري

 

وقتي كبوتري شروع به معاشرت با كلاغها مي كند پرهايش سفيد مي ماند، ولي قلبش سياه ميشود. دوست داشتن كسي كه لايق دوست داشتن نيست اسراف محبت است

 

عشق خيس شدن دو دلدار در زير باران نيست...عشق اينست که من چترم را روي دلدار بگيرم واو نبيند....نبيند وهرگز نداند که چرا در زير باران خيس نشد
 

انسان هم ميتواند دايره باشد و هم خط راست. انتخاب با خودتان هست. تا ابد دور خودتان بچرخيد يا تا بينهايت ادامه بدهيد

 

گاهی وقتها چقدر ساده عروسک می شویم نه لبخندمی زنیم نه شکایت می کنیم فقط احمقانه سکوت می کنیم


بچه بوديم دخترا عاشق عروسک بودن و پسرا عاشق مردهاي قوي ......بزرگ شديم دخترا عاشق مرداي قوي شدن و پسرا عاشق عروسکا
 

خوشبختی مثل یك توپ است وقتی در حركت است به دنبالش می دویم و وقتی ایستاده است به آن لگد می‌ زنیم

 

التماس به خدا جرأت است . اگر برآورده شود ، رحمت است ، اگر برآورده نشود ، حکمت است . التماس به انسان خفت است. اگر برآورده شود، منت است، اگر برآورده نشود، ذلت است

 

عشق مثل آبي است درون دستت كه اگر از آن غافل شوي جز خاطره چيزي برايت باقي نمي ماند
 

همیشه در شیرین ترین لحظات زندگی در انتظار تلخی باش که غم و شادی با هم است مانند مرگ و زندگی ...........با همه مهربان بودن و بخشنده بودن است که جاودانه است


آرام باش ،توكل كن،تفكر كن،آستين ها را بالا بزن آنگاه دستان خداوند را ميبيني كه زودتر از تو دست به كار شده اند
 

پروانه اغلب فراموش می کند که روزی کرم بوده است

مهربانی را درنقاشی کودکی دیدم که خورشید را سیاه کشیده بود که پدرش زیر نورخورشید نسوزد


در کوهپایه های عشق دستت را به کسی نده تا از ان نترسی که در ارتفاعات دستت را رها کند


سخنی از کنفوسیوس: مرد بزرگ وقار دارد اما متکبر نیست و مرد کوچک تکبر دارد ولی وقار ندارد

 

بدبختی این حسن را دارد که دوستان حقیقی را به ما می شناساند...سخنی از بالزاک

همیشه اشتباهات مردم را ببخش نه به خاطر اینکه آنها سزاوار بخشش اند بلکه تو سزاوار آرامش هستی سخنی از  زرتشت

 

هفت درس از زندگی کاری استیو جابز

استیو پل جابز متولد ۲۴ فوریه ۱۹۵۵ در سال ۱۹۷۶ و در زمانی که ۲۱ ساله بود و استیو وزنیاک ۲۶ ساله اپل را در پارکینگ خانه خود راه اندازی کرد تا سنگ بنای یکی از بزرگترین کمپانی های ایده پرداز و خلاق جهان را بگذارند.

۱)سادگی را انتخاب کنید
از نظر جابز، سادگی نهایت پیچیدگی است. او به ایده های بسیاری نه گفته است تا بتواند محصولاتی را تولید کند که فقط شامل چیزهای مورد نیاز مشتری باشند و لاغیر. همانطور که در محصولات اپل مشخص است، جابز هیچ علاقه ای به جینگیلی مستون ندارد.
مقاله نویسان مجله فورچون می گویند جابز از کسانی که به همه چیز آری می گویند متنفر است، جابز و تیم مدیریتی اش ترجیح می دهند افرادی صادق در کنار خود داشته باشند تا کسانی که از ایده های نامناسب حمایت می کنند.

۲) ذهن خود را مانند افراد مبتدی نگه دارید
در آیین بودایی اصطلاحی وجود دارد به عنوان ذهن مبتدی. داشتن ذهن مبتدی یک موهبت است.
جابز توصیه می کند که همه مسائل را با ذهنی باز بررسی کنید و آنها را طوری تجربه کنید که گویی اولین باری است که با آن مواجه می شوید. خود را برای شگفت زده شدن آماده کنید.
۳) از خودتان انتظار تعالی داشته باشید
جابز می گوید سعی کنید معیار کیفیت باشید. بعضی ها به محیط هایی که در آن انتظار تعالی از فرد می رود، عادت ندارند.
شرکت سی و پنج ساله اپل با بیش از ۵۰ هزار کارمند و فروشی سالانه بالغ بر ۱۰۰ میلیارد دلار که هر سال ۶۰ درصد رشد را تجربه می کند و محصولاتی به بازار ارائه می کند که گوی سبقت را از دیگران ربوده اند، تنها به این دلیل موفق شده است که جابز جز موفقیت و کمال چیزی را قبول ندارد. با وجودی که برخی او را یک دیکتاتور سازمان می نامند ولی او توانسته است اپل را تبدیل به شرکتی کند که دست کسی به آن نمی رسد.
۴) استعدادها را شناسایی و تربیت کنید
اپل بیش از ۲۵ هزار کارمند دارد. هر سال گردهمایی استراتژی شرکت با حضور گروهی از رهبران شرکت با عنوان یکصد کارمند برتر تشکیل می شود. با وجودی که احتمالاً معدودی کارمندان جزء نیز در این گروه انتخاب می گردند. کسانی که مهارتهای قوی و ایده های عالی دارند. اپل به ما یاد می دهد که پرورش و تشویق استعدادها مهمتر از ساختارهای سازمانی مصنوعی است.
۵) ایمان داشته باشید و پروژه های عجیبتان را رها نکنید
…چون ممکن است روزی تبدیل به پیکسار شوند. کمی پس از ترک اپل، جابز پرسودترین سرمایه گذاری عمرش را انجام داد. او با پرداخت پنج میلیون دلار گروهی از زبده ترین متخصصین گرافیک کامپیوتری را در قالب استودیوی پیسکار از جرج لوکاس خرید. در سال ۲۰۰۶ او پیکسار را به والت دیزنی به ارزش ۷.۴ میلیارد دلار فروخت و تبدیل به بزرگترین سهامدار دیزنی گشت.
۶) از متفاوت بودن نترسید
فروشگاههای اپل نمونه بارز این مسئله هستند. چی الیوت نویسنده کتابی در مورد جابز معتقد است این فروشگاهها خطر بزرگی برای شرکت به شمار می رفتند اما جابز با نگاه متفاوتش و سرمایه گذاری روی همین تفاوت ها به موفقیت بزرگی دست یافت. جابز می گوید: نوآوری وجه تمایز بین یک رهبر و یک پیرو است!
۷) به آنچه انجام می دهید عشق بورزید
تنها راه انجام کارهای بزرگ این است که آنچه را انجام می دهید واقعاً دوست داشته باشید. اگر تاکنون آن را نیافته اید به جستجویتان ادامه دهید. کنار ننشینید. اگر راجع به کارتان مشتاق و علاقمند نیستید، نمی توانید منشاء نوآوری باشید
jobes

کتب تعلیم و تربیت

کتابهایی بسیارزیاد در زمینه ی  آموزش وپرورش تالیف وترجمه شده است که جهت دسترسی ومطالعه اینگونه کتب بایستی وقت زیادی صرف نمود...

برای همین لیستی ازکتب موردنیازدرحوزه تعلیم وتربیت را با فرمت اکسل در وبلاگ قرار داده ام که میتوانید دانلود کنید  باتشکر ازشما....

دانلود/book education

گستاح بودن آسان است. .....!!!!

گستاح بودن آسان است. به تلاش نیازی ندارد و نشانه ضعف و ناامنی است. مهربانی بیانگر تأدیب نفس و عزت نفسی عظیم است. مهربان بودن در هنگام برخورد با افراد گستاخ آسان نیست. مهربانی خصیصه کسی است که کارهای فکری مثبت زیادی انجام داده و به بینش عمیقی از خود فهمی و عقل دست یافته است. مهربانی نشانه قدرت است نه ضعف.

 مقام اول

حرفهای شریعتی

گر دروغ رنگ داشت ؛
 
هر روز شاید ؛
ده ها رنگین کمان در دهان ما نطفه می بست  
و بیرنگی کمیاب ترین چیزها بود  
اگر شکستن قلب و غرور صدا داشت؛
 
عاشقان سکوت شب را ویران میکردند
 
اگر براستی خواستن توانستن بود ؛  
محال نبود وصال !
و عاشقان که همیشه خواهانند؛  
همیشه میتوانستند تنها نباشند
 
..........  
اگر گناه وزن داشت ؛
هیچ کس را توان ان نبود که قدمی بردارد ؛
تو از کوله بار سنگین خویش ناله میکردی ...
 
و من شاید ؛ کمر شکسته ترین بودم
اگر غرور نبود ؛  
چشمهایمان به جای لبهایمان سخن نمیگفتند ؛
و ما کلام محبت را در میان نگاههای گهگاهمان  
جستجو نمیکردیم
اگر دیوار نبود ؛ نزدیک تر بودیم ؛
 
با اولین خمیازه به خواب میرفتیم
 
و هر عادت مکرر را در میان ۲۴ زندان حبس نمیکردیم
اگر خواب حقیقت داشت ؛ 
همیشه خواب بودیم 
 
هیچ رنجی بدون گنج نبود ... ولی گنج ها شاید
 
بدون رنج بودند
اگر همه ثروت داشتند ؛  
دل ها سکه ها را بیش از خدا نمی پرستیدند
 
و یکنفر در کنار خیابان خواب گندم نمیدید ؛
 
تا دیگران از سر جوانمردی ؛
 
بی ارزش ترین سکه هاشان را نثار او کنند
 
اما بی گمان صفا و سادگی میمرد ....  
اگر همه ثروت داشتند
اگر مرگ نبود ؛
 
همه کافر بودند ؛
و زندگی بی ارزشترین کالا یود
 
ترس نبود ؛ زیبایی نبود ؛ و خوبی هم شاید
 
اگر عشق نبود ؛
 
به کدامین بهانه میگریستیم و میخندیدیم؟
 
کدام لحظه ی نایاب را اندیشه میکردیم؟
 
و چگونه عبور روزهای تلخ را تاب میاوردیم؟
 
اری بی گمان پیش از اینها مرده بودیم ....
 
اگر عشق نبود  
اگر کینه نبود؛
قلبها تمامی حجم خود را در اختیار عشق  
میگذاشتند
اگر خداوند ؛
 
یک روز آرزوی انسان را براورده میکرد
 
من بی گمان
 
دوباره دیدن تو را آرزو میکردم و تو نیز
 
هرگز ندیدن مرا
 
انگاه نمیدانم
براستی خداوند کدامیک را می پذیرفت
 
دکتر شریعتی

سؤال امتحان نهايي فيزيك دانشگاه كپنهاگ

چگونه مي‌توان با يك فشارسنج ارتفاع يك آسمان‌خراش را محاسبه كرد؟
 
پاسخ يك دانشجو :
يك نخ بلند به گردن فشارسنج مي‌بنديم و آن را از سقف ساختمان به سمت زمين مي‌فرستيم. طول نخ به اضافه طول فشارسنج برابر ارتفاع آسمان‌خراش خواهد بود
اين پاسخ ابتكاري چنان استاد را خشمگين كرد كه دانشجو را رد كرد.. دانشجو با پافشاري بر اينكه پاسخش درست است به نتيجه امتحان اعتراض كرد. دانشگاه يك داور مستقل را براي تصميم درباره اين موضوع تعيين كرد. داور دانشجو را خواست و به او شش دقيقه وقت داد تا راه حل مسئله را به طور شفاهي بيان كند تا معلوم شود كه با اصول اوليه فيزيك آشنايي دارد. دانشجو پنج دقيقه غرق تفكر ساكت نشست. داور به او يادآوري كرد كه وقتش درحال اتمام است.
ادامه نوشته

داستانی عبرت آموز

دوست داشتن در مقابل استفاده كردن
  زمانيكه مردي در حال پوليش كردن اتوموبيل جديدش بود كودك 4 ساله اش  تكه سنگي را بداشت و  بر روي بدنه اتومبيل خطوطي را انداخت.
While a man was polishing his new car, his 4 yr old son picked up a stone and scratched lines on the side of the car.
مرد آنچنان عصباني شد كه دست پسرش را در دست گرفت و چند بار محكم پشت دست او زد بدون انكه به دليل خشم متوجه شده باشد كه با آچار پسرش را تنبيه نموده
In anger, the man took the child's hand and hit it many times not realizing he was using a wrench.
ادامه نوشته

رهنمودهای تدریس3

قسمت سوم رهنمودهای تدریس حتما بخوانید و نظردهید ....

 

دانلود

رهنمودهای تدریس2

قسمت دوم رهنمودهای تدریس دانلود کنید بافرمت html

دانلود

رهنمودهای تدریس1

رهنمودهایی درجهت تدریس بهتر در تعلیم وتربیت دانش آموزان   بافرمت html

دانلودکنید

کوزه ی  شکسته

یک داستان زیبا در قالب پاورپوینت حتما ببینید ....

دانلود کنید

معرفی کتاب‏ آیین تربیت‏ نوشتهء حجة الاسلام ابراهیم امینی

پیروزی معجزه‏آسای انقلاب‏ شکوهمند اسلامی‏مان،ضرورت تحولات‏ بنیادین را در تمام زمینه‏ها،بخصوص‏ کیفیت تعلیم و تربیت،مطرح ساخت. مردم مسلمان تازه رسته از بند فرهنگ‏ طاغوت و تعلیمات تهی مغز متأثر از آن،چشم به راه ارمغان تربیتی و فرهنگی‏ اسلامند.آنان که در جریان راهپیماییها و تظاهراتشان بر نظام طاغوت شوریده‏ و حاکمیت قوانین الهی را فریاد زده‏اند،اینک خواهان تحقّق تک تک‏ قوانین حیاتبخش مکتبند.می‏خواهند در جهان طاعون‏زدهء کنونی فرزندانی‏ تربیت کنند که پاسدار خلف راهبران‏ مکتب و ارزشهای معنوی و انسانی‏ آنان باشند.لذا بیش از پیش تحقق‏ حاکمیت اسلام و نظام تربیتی آن را انتظار می‏کشند.

ادامه نوشته

رعایت تفاوت های فردی در برنامه ریزی و تدریس

عنوان مقاله: ویژه نامه آموزشی ابتدائی: رعایت تفاوت های فردی در برنامه ریزی و تدریس

نویسنده : نوکنده، مهدی
از ویژگیهای معلم خوب:

تشویقهای متناسب با میزان کوشش و پیشرفت دانش‏آموزان باشد.

افراد متفاوتند.دانش‏آموزان هم گروهی از همین افراد هستند.آنان همان‏طور که در محیطهای مختلف پرورش می‏یابند،از نظر استعداد هم تفاوت دارند.این تفاوتها نه تنها نباید دلسردکننده باشد،بلکه می‏تواند یکی از موهبتهای الهی به شمار آید.خداوند در سورهء نوح آیهء چهاردهم می‏فرماید«

و قد خلقکم‏ اطواراً».

مسلما افراد آگاه از استعدادهای‏ خدادادی و ارادهء خود در جهت ادای‏ مسئولیتهای فردی و اجتماعی حد اکثر استفاده‏ را می‏کنند.

 

ادامه نوشته

نکته های تربیتی

نکته‏های تربیتی

اولین...

اولین کسی که برای بنای مسجد سنگ حمل کرد:پیامبر اکرم(ص)

اولین کسی که رسول خدا(ص)را تصدیق کرد:علی(ع)

اولین کسی که سنت پیامبر را تغییر داد:مردی از بنی امیه

اولین کسی که روز غدیر به علی(ع)تبریک گفت:عمر

اولین کسی که ربا خورد و آن را حلال شمرد:معاویه

اولین مسلمانی که در خانه‏اش مسجدی مشخص کرد:عمار

اولین شهدای اسلام:یاسر و همسرش

اولین کسی که در مکه قرآن را با صدای بلند تلاوت کرد:عبد اللّه بن مسعود

اولین سری که در اسلام به جایی برده شد:سر عمرو بن حمق

اولین کتاب شیعه:کتاب سلیم بن قیس

اولین سوره‏ای که در مدینه نازل شد:بقره

اولین سنگی که روی زمین قرار گرفت:حجر الاسود

اولین سالی که در اسلام زلزله روی داد:سال 20 هجری

اولین کسی که درس خواند و در علوم نظر کرد:ادریس

(الغدیر علامه امینی)

پیامبر اکرم(ص):

حکمت و دانش گمشدهء افراد باایمان‏ است.یک فرد باایمان آنگاه که علم و حکمت‏ را در هرجا بیابد در نیل به آن،از همهء افراد دیگر شایسته‏تر و سزاوارتر است.

امام صادق(ع):

جامعه و مردمی مورد تهدید انحطاط و نابودی هستند که از سؤال کردن امتناع‏ ورزند.

امام صادق(ع):

بر در این علم و دانش،قفلی است که کلید آن سئوال و پرسش کردن است.

امام صادق(ع):

دانشمند دارای سه علامت و نشانه است: دانش،بردباری و وقار.

پیامبر اکر(ص):

نسبت به کسی که به وی علم را می‏آموزید و یا از او علم را فرامی‏گیرید،نرم و ملایم‏ باشید.

خواجه نصیر الدین طوسی(قرن هفتم):

باید به دانش‏آموز آن مقدار از معلومات‏ داده شود که امکان درک آن برای او فراهم‏ باشد.

شهید ؟؟؟(قرن دهم)

کسی شایسته نیل به مقام استادی است که‏ صلاحیت علمی وی از سوی مشایخ و استادان‏ برجسته‏اش تأیید شود و آن کس که بدون‏ احراز صلاحیت علمی و اخلاقی بر مسند تدریس نشیند،خود را در معرض خواری و سرافکندگی نهاده است.

رسول خدا(ص):

هرگاه معلمی که آموزش سه کودک از فرزندان امت مرا به عهده بگیرد و عدالت مرا دربارهء آنان مرعی ندارد و تبعیض قائل شود، روز رستاخیز در زمرهء خیانتکاران محشور خواهد شد.

ابن سحنون(قرن سوم):

معلم باید در ساعات آموزش جز به امر تربیت و راهنمایی دانش‏آموزانش به هیچ امر دیگر نیندیشد و خاطر مشغول ندارد.

پیامبر اکرم(ص):

اشرار امت من معلمانی هستند که‏ کوچکترین ترحمی به کودک نمی‏کنند و با افراد مسکین و درمانده به خشونت رفتار می‏کنند.

قابسی(قرن چهارم):

چون دانش‏آموزی از نظر هوش و استعداد برتری داشت،معلم باید به نحوی از وی قدردانی کند که دیگر همگنانش به وی‏ تأسی جویند و در تحصیل دروس سعی بیشتر از خود نشان دهند.و تشویق نباید به نحوی‏ صورت گیرد که جنبهء تعرض و کنایه به دانش‏ آموزان دیگر داشته باشد.